ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا
عـالم به گوش، گـرم سرود حسین بود عـالـم تـمـام مـحـو وجـود حـسـین بود هم هرچه هست، بسته به هست حسین شد هم هرچه بود، بود و نبـود حسین بود صبـحی دمـید، مـاه مـحـرم شروع شد طـوفـان وزید، وقت ورود حسین بود آمـد به کـربـلا چـقـدر دل پـیـاده کـرد عــالــم نـیـازمـنـد فـرود حـسـیـن بـود بیحـدتر از حسین نـدیدیم ما، که دهر محـدود از ابـتدا به حـدود حـسـین بود آن سوی دشت ولـولـۀ تیغ و نـیزه بود این سوی دشت گفت و شنود حسین بود سـجــاده بـود دشـت، بــرای قــیــام او گـودال هم به فکـر سـجـود حسین بود شمشیر، تشنه بود به خونش دمی که چوب در انـتـظـار لـعـل کـبـود حـسـیـن بود آنجا که خون اصغر او بر زمین نریخت تـفـسـیر آیـههـای صـعـود حـسـین بود بر نیزه رفت و زینب کبری جمیل دید پس کـربـلا تـمـام به سـود حـسین بود |